دانستني هاي ١
اين تيتر رو براي اين نوشتم تا هرز چند گاهي بيام و از كارايي كه ياد گرفتي و انجامشون ميدي بنويسم. البته قبلا هم نوشته بودم اما بدون اين عنوان.
كارهاي جديدي كه تو اين يك ماه اخير ياد گرفتي عبارتند از:
كنترل تلويزيون رو بر ميداري و ميگيري به سمت تلويزيون، دستات رو يه عالمه ميكشي سرت رو از يه طرف مي چسبوني به گردنت و دكمه ها رو فشار ميدي و كانال ها رو اتفاقي عوض ميكني.
عينك ماماني رو بر ميداري و به زور مي خواي بزني به چشماي قشنگت
هر چي رو كه بخواي با انگشتت بهش اشاره مي كني و يه صدايي از خودت در مياري كه يعني بدش به من.
اگر يه آهنگي در حال پخش باشه و شمام در حال ناناي كردن باشي و آهنگ متوقف بشه، با انگشتت بهش اشاره مي كني و خودت رو تكون ميدي كه يعني پخشش كنيد.
عاشق آهنگ ماماني ناهار چي داريم هستي و اگر اين كليپ تو گوشي ماماني در حال پخش باشه تا ده بارم پخش بشه، گوشيمو تو دستت نگه مي داري و بدون خوردن گوشيم اين كليپ رو نگاه مي كني، البته اين كار رو خيلي وقته انجام ميدي.
عاشق گوشي تلفن و الو الو كردني و گوشت هم به قول مامان جون پشت گردنته.
خيلي از ريتم ها و صداها رو در مياري، مثلا اگه ماماني جيغ بكشم تو هم مثل من جيغ ميكشي ، حتي يك بار تو يه فيلم تلويزيون يه خانمي خيغ كشيد تو هم بعدش جيغ كشيدي. اول فکر کردم اتفاقی، اما تو پخش مجدد سریال وقتی دوباره این کار رو تکرار کردی مطمئن شدم اتفاقی نبوده.
جدیدا تا حدودی فهمیدی که اگه از مبل و تخت بری بالا خودت نمی تونی برگردی و کلی ناله می کنی و خودت رو شکل مظلوما می کنی تا بیاریمت پایین. البته از وقتی که در راه برگشت از مبل خوردی زمین و دماغت باد کرد ترسیدی.
چند روز پیش برخلاف قبل که موقع ابراز احساسات مامانی رو آروم گاز می گرفتی یا زبون میزدی، بوسیدی و من رو از حس مادر بودنم لبریز عشق و شادی کردی.
دو روزه یاد گرفتی با دو مدل سق زدن، از خودت صدا در میاری.
امروز صبح هم بهم دست دادی، وقتی دوباره دستم رو آوردم جلوت و گفتم به مامانی دست بده دوباره این کار رو تکرار کردی و مطمئن شدم که این کار رو یاد گرفتی.
خلاصه ماشالله ماشالله شما روز به روز داری به تعداد آموخته ها و دانسته هات می افزایی و ما از این بابت خیلی خوشحالیم و بی صبرانه منتظر کارهای جدیدترت هستیم.



دانستني هاي ١
